ربوبیت و جریان نبوت حضرت نوح( علیه السلام)
ربوبيت آن قوه تدبير و پرورش دهندگي است كه در وجود به وديعه نهاده شده است. ربوبيت خداوند در همه عالم گسترده شده و همه ميتوانند از اين قوه نهفته در وجودشان در جهت تدبير قوا و پرورش خويش بهره گيرند .
هر خالقي رب مخلوق خود است . اين به آن معناست كه چون خالقي؛ مخلوقي را خلق ميكند ؛ بهتر از هر وجودي به آن مخلوق آگاهي و سيطره دارد و توانايي ها و قواي آن مخلوق را ميشناسد . پس تدبير امور آن مخلوق هم بايد به دست او باشد .
اوست كه شايستگي دارد كه مدبر امور مخلوق اش گردد. چون اوست كه ميداند چه افق هايي پيش روي آن مخلوق است كه بايد به آن نائل شود .
رسالت هر نبي ايي در عالم؛ تبيين توحيد است كه در راستاي خالقيت ؛ ربوبيت هم بايد مكشوف شود. هر نبي ايي از جمله وجود حضرت نوح ( عليه السلام) ؛ هم ابتدا به درك ربوبيت نهفته در وجود خويش ميپردازد و به آن معرفتي دست ميابد كه ربوبيت نهفته در عالم و ابناء بشر را به آنها يادآور شود.
مشكلي كه قوم نوح با آن مواجه بودند آنست كه ربوبيت را در حوزه وجودشان درك نميكردند. يعني بين ربوبيت و خالقيت حضرت حق انفصال قائل بودند و خود را در رتبه و شايستگي اين مطلب نميديدند كه خداوند مدبر امور آنها باشد و
بتها ؛ ملائك؛ علماء و بزرگانِ خويش را نمايندگاني از خالق مي ديدندكه بايد ربوبيت و تدبير امورشان را بر عهده گيرند .
در حالي كه وجود انسان به حدي بوده كه خداوند او را خلق كرده؛ يعني قابليت خلق پيدا كرده؛ پس قدر آن را هم داراست كه آن خالق مدبر امورش گردد . و به علت جاري شدن امر ربوبي در وجودش؛ خودش همه به توانايي تدبير امر خويش برخواسته از قوه رباني دست يابد.
چنين وجودي به آن درجه از درك خواهد رسيد كه ميفهمد همه عالم بر مبناي تدبير خلق شده است . و رابطه اش با عالم هم بر اساس تدبير است .