باز فرموديد كه از فرش شروع كن قبل از اينكه به عرش بروي
به دنيا كه آمدم عالم پر بود از خطوط
خيابونها ، جاده ها همه خطوطي داشتند كه بايد براي فهميدنشان تحليل ميشد
در بهشت كودكانه ام احتياجي نبود از خيابون رد بشم
والدينم همچون فرشته ها مرا به هر جا كه دوست داشتم ميبردند
بزرگتر ها راميديدم براي تفسير آن خطوط چه آموزش و پرورشي در دنيا راه انداخته اند
بعضي ها شك كردن در خطوط را بد ميدانستند انگار هركس شك ميكرد كافر بود
بعضي ها سئوال كردن از معناي خط ها را خطر ناك و باعث تشديد شك ميدانستند
اونهايي كه جسارت داشتند و تشنه فهميدن بودند شروع كردند شك كردن و سئوال كردن
تصادفات رانندگي در زندگي شان شروع شد
اما بعداز هر تصادف تجربه اي اندوختند توانستند معناي خطوط را تحليل كنند
و الان در جاده هاي زندگي با كمترين آمار تصادف در جامعه شون دارن بر همه تزاحمات عالم دنيا يكي يكي پيروز ميشن
بعد از هر تجربه توانستند تجزيه و تحليل كنند، عقل شون پرورش يافت و به تكنولوژي آدم سازي در اين عالم دست يافتند.
اما متاسفانه يه عده اي كه حوصله تحليل نداشتند گفتند همه اين خطوط ومانع هاي عالم تزاحمات
همه از سر پوجيه ...يه عده ديگر ازهمين تنبل ها هم گفتند اصلا چون و چرا كردن و دنبال تجزيه و تحليل و فلسفه بافي رفتن عين كفره و بايد طرف اعدام بشه چون مرتده!
اما هبوط پدرمان حضرت آدم يادم داد بايد خطوط را تحليل كرد ماندن در بهشت كودكي نه تشنگي براي فهميدن دارد و نه رنج و تصادفات در عالم بزرگي
كودك كه بماني رنج گرماي سوزان آفتاب را بزرگتر ها دلشان نمي آيد كه تجربه كني
اما كدام كودكي است كه بخواهد كوچك بماند؟
از كودكي همه ما دوست داشتيم زودتر بزرگ بشيم تا مثل بزرگتر ها دستمان به شير آب برسد
و به قول علامه طباطبايي ما آفريده شديم تا بر عالم مسلط شويم خليفه او شويم كه همه عالم در دست اوست
پس وقتي دردعاي امن يجيب المضطر اذا دعاه از خدا ميخواهيم كشف سوء كند
يعني همين: تا دستمان به شير آب برسد تا خليفه او شويم و بر عالم مسلط
پس براي بزرگ شدن بايد شروع كرد: به جسارت سئوال كردن- شك كردن و ازتصادف نبايد ترسيد
عقل در سايه اين تجربه هاي آدم هاي نترس، پر بار شد و ترس ها كمتر شد
و جزم نگري و شك راكفر قلمداد كردن به انزوا رفت
و اختراعات و كشفيات در تمدن بشري يكي يكي ثبت شد
گستره اون از فرهنگ مادي تا....فرهنگ غير مادي و معنوي همه زمين را گرفت
اما يه عده تنبل هنوز هم براي كشف سوء بيماري ها به جاي رفتن دنبال پرورش عقل و علم ميرن پيش والدين تادستشون به شير آب برسه، عقل رو تعطيل ميكنند و فقط استخاره ميكنند و براي رفع سوء فقط نذر
نبي درون رو كه تعطيل كنيم هنوز بچه باقي خواهيم موند. و سوء ها احاطه مان خواهند كردو جهان سومي باقي ميمانيم
تعطيلي نبي درون ميشه كفر يعني ناديده گرفتن و پوشاندن توانايي ها
اين تنبلها عقل نهفته در ذخاير زير زميني وجودشون رو با حركت و شجاعت استخراج نميكنند
اما زرنگتر ها همچنان تشنگيشون داره افزايش پيداميكنه
اين زرنگترها به جاده بيماري كه ميرسن خطوط عابر پياده براشون علم طب رو ترسيم كرده
بيمه تامين اجتماعي هم روزي آينده شكم شون رو تضمين كرده نيازهاي اوليه كه به قول جامعه شناسا رفع بشه نيازهاي متعالي از پرده وجود بيرون مياد
ديگه سيري و تشنگي شكم؛ نياز اين زرنگتر ها نيست تا براشون سوء تلقي بشه
نيازهاي عالي تر سرباز ميكنه
بله در همين دنياي ظاهرا مادي
الان ببينيد از مهمترين موضوعات و جذابترين موضوعات براي همه سنين مختلف چيه ؟
عشق
و سالها پيش بعضي ازاون زرنگتر ها شدند حافظ و با شراب عقل شون در قالب شعر
خبر دادند از تشنگي هاي متعالي
ناكامي هاي عشقي يعني همين
يعني آي دنياي تزاحمات؛ من عشقي متعالي ميخواهم كه هرگز افول نكند
آي دنيا به من بگو كه مولا علي چگونه خطوط ات را تحليل كرد تا بدينجا رسيد كه فرمود:
اگر قرار بود من دنيايي را خلق كنم همينطور ميآفريدم كه هست
آي دنيا به من بگو چرا آن خوبان عالم، اين عالم تزاحمات را كه پر از موانع ومزاحم هاست براي كاميابي بشر
آن را نظام احسن ناميدند؟
خطوط سخن ميگويند: بخوان...اقراء بسم ربك الذي خلق
استعداد خواندن و شنيدن را به همه دادند
پس بخوان اي بني آدم خطيئه ها را ، كه همان خطوط اند. تحليلشان كن . 11 ماه كودكي كردي روزه خوردي يك ماه كه روزه گرفتي تازه معرفت جديدي نسبت به حتي؛ جسم خودت پيداميكني طعام را طعم ديگريست نه؟
تحليل خطوط چقدر مراتب متفاوت دارد!
عباس هم جسارت كرد به ميدان رفت هوس درك تشنگي متعالي داشت
عباس كه هبوط كرد به ميدان براي آب آوردن براي كودكان اهل بيت
وارد بر تزاحمات عالم ملك شد با اين انتخاب خواست شفع شود با وجود حسين
بادستهاي بريده از اسب كه افتاد مادر فاطمه جان سرش بر دامن گرفت سيرابش كرد از وتر وجود خودش
به آدم گفته بودند اگر هبوط كني رنج تشنگي آزارت خواهد داد
اما عباس يادمان داد كه انتخاب رنج براي تشنگي هاي متعالي چه زيباست
يادمان نرفته كه اين خوبان عالم به جسارت و شجاعت معروف بودند و از ورود به عالم تزاحمات كه پر از درد سر است نترسيدند
از تحليل اجتماع خود نترسيدنداز محروميت ها و رنج هاي اجتماعي نترسيدند و براي كسب معرفت تاميدان قتلگاه هم رفتند زيارتشان يعني اعلام همراهي وجود با آنها
نه اين كه به نماز و روزه و حجاب خود و و به بهشت مقدس خانواده مذهبي خود قناعت كنيم
بايد همراهي كني حسين را و زينب را در همه معركه هاي عالم تزاحمات.
و اگر دوباره حسين تنها بماند!!!!!!!واي بر ما


